تبليغاتX
برسینه ماست رد پای رقیه
315

بر زجر و عمر حروم زاده لعنت


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 16:26 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

زندگينامه حضرت مهدي(ع)


ولادت
ولادت حضرت مهدي صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجري بود پس از اينكه دو قرن و اندي از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادي ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسكري ( ع ) رسيد ، كم كم در بين فرمانروايان و دستگاه حكومت جبار ، نگراني هايي پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثي بود كه در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسكري ( ع ) فرزندي  تولد خواهد يافت كه تخت و كاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد كرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثي كه بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود   در اين زمان يعني هنگام تولد حضرت مهدي ( ع ) ، معتصم عباسي  ، هشتمين خليفه عباسي   ، كه حكومتش از سال 218هجري آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مركز حكومت عباسي   قرار داد اين انديشه - كه ظهور مصلحي پايه هاي حكومت ستمكاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيري كرد ، و حتي مادران بيگناه را كشت ، و يا قابله هايي را پنهاني به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايري دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين كرد . در زمان حضرت موسي ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولي خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش كنند ، غافل از آنكه ، خداوند نور خود را تمام و كامل مي كند ، اگر چه كافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارك قدم حضرت امام حسن عسكري ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه اي   شگفت انگيز و معجزه آسا تكرار شد   امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهباني حكومت به سر مي برد به هنگامي كه ولادت ، اين اختر تابناك ، حضرت مهدي ( ع ) ، نزديك گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيري كنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پاي  نهاد ، او را از ميان بردارند   بدين علت بود كه چگونگي احوال مهدي   ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديكان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسكري ( ع ) كسي او را نمي ديد . آنان نيز مهدي  را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادي.

شيعيان خاص ، مهدي ( ع ) را مشاهده كردند
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدي  كه پدر بزرگوارش حيات داشت ، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدي ( ع) مي رسيدند   از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان كرد   آنان پسري را ديدند كه بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام عسكري فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ، امراو را اطاعت كنيد ، از گرد رهبري او پراكنده نگرديد ، كه هلاك مي شويد و دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد كه شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ، تا اينكه زماني دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت كنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت كبري ، امام مهدي را به جماعت شيعيان معرفي فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت .يكي  از متفكران و فيلسوفان قرن سوم هجري كه به حضور امام رسيده است ، ابو سهل نوبختي مي باشد باري ، حضرت مهدي ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسكري   در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجري ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا به سنت اسلامي ، مي بايست حضرت مهدي بر پيكر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفاي ستمگر عباسي جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام كنند ، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلي منحرف كنند ، و وراثت معنوي  و رسالت اسلامي و ولايت ديني را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند كودكي همچون خورشيد تابان با شكوه هر چه تمامتر از سراي امام بيرون آمد ، و جعفر كذاب عموي خود را كه آماده نماز گزاردن بر پيكر امام بود به كناري زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد


ضرورت غيبت آخرين امام
 بيرون آمدن حضرت مهدي ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد كارگزاران و ماموران معتمد عباسي به خانه امام حسن عسكري (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند كمتر يافتند ، و در چنين شرايطي بود كه براي بقاي   حجت حق تعالي ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهي براي حفظ جان آن " خليفه خدا درزمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حكمت الهي  بر اين تعلق گرفت كه حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وي  كوتاه گردد ، و واسطه فيوضات رباني ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشكار نيست ، اما انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنماي مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين كيفر كردار امت اسلامي است كه نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علي   ( ع ) و فرزندان معصومش روي بر تافت ، بلكه به آزار و قتل آنان نيز اقدام كرد ، و لزوم نهان زيستي آخرين امام را براي حفظ جانش سبب شد در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ ، اما براي   اينكه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بيني تشيع پي برند ، به نقل قول پروفسور هانري كربن - مستشرق فرانسوي - در ملاقاتي كه با علامه طباطبائي داشته ، مي پردازيم :" به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبي است كه رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق ، براي هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگي  ولايت را زنده و پابر جا مي دارد ... تنها مذهب تشيع است كه نبوت را با حضرت محمد - صلي الله عليه و آله و سلم - ختم شده مي داند ، ولي ولايت راكه همان رابطه هدايت و تكميل مي باشد ، بعد از آن حضرت و براي هميشه زنده مي داند . رابطه اي  كه از اتصال عالم انساني به عالم الوهي كشف نمايد ، بواسطه دعوتهاي ديني قبل از موسي و دعوت ديني موسي و عيسي و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت جانشينان وي ( به عقيده شيعه )زندهبوده وهست وخواهدبود،اوحقيقتي است زنده كه هرگز نظ ر علمي نمي تواند او ر ا از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد آري تنها مذهب تشيع است كه به زندگي اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است كه اين حقيقت ميان عالم انساني و الوهي  ، براي هميشه ، باقي و پا برجاست " يعني  با اعتقاد به امام حي غايب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در یکشنبه سوم مرداد 1389 ساعت 13:46 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد / یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد؟

آشنای” لا فتی الا علی” اینجا کجاست؟ / صاحب” لا سیف الا ذوالفقار “ما چه شد؟

۱۵شعبان میلاد حضرت مهدی (عج) به تمام شیعیان جهان تبریک می گویم. 





 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در یکشنبه سوم مرداد 1389 ساعت 13:29 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)


 

 

 

http://www.radsms.com/wp-content/gallery/cart-postale-veladate-emam-hosein/dd2bc460-fd3c-4d7d-8162-cce83e8d2dae.jpg

ولادت سه نور ولایت بر شما مبارک

ماه میلاد سه پرچم دار عشق

دلبر و دلداده و دلدار عشق

ماه میلاد سه ماه عالمین

سید سجاد و عباس و حسین(ع)

 

میلاد با سعادت امام  حسین(ع). حضرت ابوالفضل(ع).امام سجاد(ع) را به محضر امام زمان(عج) و تمام شیعیان جهان تبریک می گویم.


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389 ساعت 12:59 موضوع | لینک ثابت


كلب الرقيه(س)

قالَ امام موسي كاظم عليه السلام : لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْمٍ، فَإِنْ عَمِلَ حَسَنا إ سْتَزادَ اللّهَ، وَ إ نْ عَمِلَ سَيِّئا إ سْتَغْفَرَاللّهَ وَ تابَ اِلَيْهِ.(92)

فرمود: از شيعيان و دوستان ما نيست ، كسى كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نيّاتش خوب بوده ، سعى كند بر آن ها بيفزايد و اگر زشت و ناپسند بوده است ، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نمايد.

 

شهادت امام موسي كاظم (ع) را به محضر امام زمان (عج) و تمام شيعيان جهان تسليت مي گوييم.


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389 ساعت 16:5 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)


از دین نبی شکفته جان و دل من
با مهر علی سرشته آب و گل من
گر مهر علی به جان نمی ورزیدم
در دست چه بود از جهان حاصل من


میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب(ع)، مبارک باد


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در جمعه چهارم تیر 1389 ساعت 15:11 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

آسمان معرفت، گنج سخا، درياي جود
شهر فضل و دانش و بخشش بيايد در وجود
در شب ميلاد مسعود شه خوبان جواد
حق به روي عالم و آدم در رحمت گشود

میلاد باسعادت امام جواد(ع) را به محضر امام زمان(عج) و تمام شیعیان جهان مبارک باد


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در سه شنبه یکم تیر 1389 ساعت 18:22 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

 دانلو کربلایی نریمان پناهی و حاج حسن خلج(ایام فاطمیه۸۹)

خلج خدا ای خدا مرگمو زودتر برسون....

خلج دوشنبه بعد از ظهر اتفاقی مقابلم رخ داد....

نریمان ای غریب وطن ای خانه نشین شوهر من....

خلج کجایی باغبان آتش به باغ افکند....

نریمان رو بسوی خیمگاه زینب شتابان میرود....

نریمان و خلج نریمان پناهی و حسن خلج....

نریمان ذکر حسین....


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 ساعت 12:32 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

گرچه سر زلف حسین دل و دینم را ربوده است

وقتی به قلب عاشقم مهر رقیه خورده است

دختر ارباب منه دوستش دارم یه عالمه

داد میزنم تو عالمین رقیه دلدار منه

مهر رقیه تو دل خسته و بی تاب منه

گنبد ناب و کوچولوش قبله و محراب منه

اونه بهار دل من صبر و قرار دل من

عشق و قرار دل من دار و ندار دل من

با یه نگاش اون میتون عالمو از دم بخره

تذکره هامون رو بده کرببلامون ببره

ام ابیهای حسین دختر زیبای حسین

یاس کبود شهر شام زینب صغرای حسین

بی سر و سامون توام ای سر و سامون همه

دستمو بی بی تو بگیر جون عزیز فاطمه

روی لبام زمزمه ای عشق و امید همه ای

اینو میگم از ته دل تو برا من فاطمه ای

دارم ازت من یه سئوال بی چک و چونه بی بی جون

آبله های کف پات خوب شده یا نه بی بی جون

هنوزم زمین گیری وقتی میخوای که راه بری

بگو ببینم هنوزم دستتو به دیوار میگیری


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در جمعه چهاردهم خرداد 1389 ساعت 19:37 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه(س)

مراکه سوخته جانم شراره لازم نیست
بیاکناریتیمت ,کناره لازم نیست
بیا که دردل این آسمان ظلمانی
چوماهروی تو باشدستاره لازم نیست
بیابرای گلکوچکت بخوان لالا
فقط همین شب آخر ,دوباره لازم نیست
بیاوقصه مارا خودت تماشا کن
که شرح غربت مارااشاره لازم نیست
بگو به مردم این شهر خالی از احساس
برای اذیت گل سنگ خاره لازم نیست
بگو به مردم این شهرما عزاداریم

برای دیدن ما جشنواره لازم نیست
زمان شمارش معکوس مرگ می خواند
به مرده متحرک شماره لازم نیست
عزیز نیزه نشیم چرا نمی آئی؟
برای مقصد خیر استخاره لازم نیست...


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در جمعه چهاردهم خرداد 1389 ساعت 19:31 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

حضرت رقيه (س)

رقيه (س) دختر خورشيد است... رقيه (س) از تبار نور و از جنس آبي آسمان است.
رقيه (س) جلوه ديگري از شکوه و عظمت حماسه عاشورا است. حضور اين کودک خردسال در متن نهضت سرخ حسيني بي هيچ شک و شبهه‌اي اتفاقي ساده و ناچيز نبوده است، چنانکه هر يک از کساني که در واقعه نينوا حضور داشته‌اند، چون نيک بنگريم، حامل پيامي شگرف و شگفت بوده‌اند.
 
برای ادامه متن رو ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ساعت 16:47 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

 نوحه‌ حضرت‌ رقيه‌ (س)

 بار الها شد خرابه‌ قبله‌ گاه‌ اشك‌ و ناله‌ رأس‌ خونين‌ پدر شد داغ‌ زهراي‌ سه‌ ساله‌

 تا به‌ بابايش‌ نظر كرد

 شام‌ غمها را سحر كرد

 با سر بابا سفر كرد

 يا ابا المظلوم‌ حسين‌ جان‌

 سر زده‌ صبح‌ وصالم‌ گويم‌ از درد و نيازم‌ دارم‌ از عمه‌ خجالت‌ اين‌ خجالت‌ را چه‌ سازم‌

 هركجائي‌ پر خطر شد

 صورت‌ عمه‌ سپر شد

 يار ما در اين‌ سفر شد

 يا اباالمظلوم‌ حسين‌ جان‌

 اي‌ پدر شبها گذشت‌ و چشم‌ من‌ بي‌ تو نخفته‌ لالة‌ سرخ‌ و كبودت‌ در دلش‌ غمها نهفته‌

 رفته‌ام‌ خانه‌ به‌ خانه‌

 خورده‌ام‌ با هر بهانه‌

 از عدويت‌ تازيانه‌


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ساعت 16:42 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)


 مصيبت دختر سه ساله

ذكر مصيبت دختر سه ساله

وقتي كه صبح شد، پس از خواندن نماز صبح و ... (هميشه همراه عمّه سادات بوده) ناگهان مشاهده كرد كنار چادرهايشان، نيزه‌ها برپا است.

نورانيت سر ابي‌عبدالله (ع) از دور، دلِ دختر را برده است. زانوكشان به سمت نيزه‌اي كه سر بابا بر آن بود آمد.

اوّل يك نگاهي به صورت پدر نمود. ديد يك طرف صورت سياه شده و خاكي ...

راوي مي‌گويد:

ديدم، نيزه خودش به قدرت الهي خم شد. (دست بچّه كه به بالاي نيزه نمي‌رسد لذا نيزه خم شد و در بغل دختر قرار گرفت ...)

سر را در آغوش گرفت و ... (زمزمه مي‌كرد) بابا! قربان سرشكسته‌ات شوم ...

فراز آخر ذكر مصيبت و زبان حال

به هر صورتي كه بود دختر روي پاهايش ايستاد.

قرآن مي‌گويد:

يوسف (ع) از بالاي چاه توسط برادرانش انداخته شد.

حال پس از سال‌ها كه حضرت يعقوب (ع) فرزندش را ديد و ملاقات نمود و ... از او سؤال مي‌كند كه آن وقتي كه توي چاه افتادي چه شده و كجاي بدنت درد گرفت و ... چه بلايي به سرت آمد.

يوسف گفت: خدا محبّت دارد و ...

حال شما به خيالتان فكر نمي‌كنيد كه وقتي سرِ پدر در بغل دختر قرار گرفت با بچّه درد و دل نكرده است و از او سؤال نكرد كه:

(دختر بچّه‌ يا پسر بچه وقتي آرام هم مي‌افتد زودي بدنش كبود مي‌شود چه برسد كه از فاصله‌اي روي زمين بيفتد)


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ساعت 16:41 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

ستمگران فاطمه؛ لعنت شدگان خدا و پیامبر

 

پروردگار عالم در سوره‏ احزاب آیه‏ 57 مى‏فرمایند: "ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا والآخرة"؛ به یقین كسانى كه خدا و پیامبر او را اذیت مى‏كنند، در دنیا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهى دور مى‏باشند.

قطع نظر از روایات خاصه كه از طریق شیعه نقل شده، اگر آن احادیثی را كه در كتب معتبر عامه آمده است را كه «اذیت فاطمه علیهاالسلام را اذیت خدا و پیامبرش مى‏دانند» را با این آیه شریفه كنار هم گذاشته و نتیجه بگیریم، آنگاه به این ثمره خواهیم رسید كه هر كس فاطمه علیهاالسلام را اذیت كرده و در حق او ستمگرى نموده و به خانه او تجاوز كرده و ... در دنیا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهى محروم و به عذاب دردناك در قعر آتش جهنم گرفتار خواهد آمد. علاوه بر این، استدلال و استنتاج، از تفسیر على بن ابراهیم نقل شده كه این آیه در مورد كسانى نازل شده، كه حق على علیه‏السلام را غصب كنند و فاطمه علیهاالسلام را از حقش محروم نموده و وى را به خشم آورند... .(1)

«ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الاخره و اعدلهم عذابا مهینا»؛ نزلت فیمن غصب امیرالمؤمنین حقه و اخذ حق فاطمه و آذاها... .

پس، با این بیان روشن (ایذا فاطمه علیهاالسلام ایذا خدا و پیامبر، موذیان خدا و پیامبر ملعون، پس موذیان و مبغضان فاطمه ملعون). ملاحظه مى‏شود كه خداوند، دشمنان و ستمگران فاطمه علیهاالسلام را در قرآن مجید ملعون خوانده است. و اما از نظر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نیز، از طریق اهل تسنن، از ابن‏عباس در یك حدیث مفصل در مورد حضرت فاطمه علیهاالسلام چنین آمده است:

اللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها، و ذلل من اذلها، و خلد فى نارك من ضرب جنبها حتى القت ولدها، فتقول الملائكه عند ذلك (آمین) (2) ؛ خداوندا! هر كس فاطمه را مورد ستم قرار دهد از رحمت خود دور بدار (لعنتش كن) و غاصبین حقش را عذاب كن و كسى كه او را خوار گرداند، خوارش فرما و آنان كه به پهلوى او مى‏زنند و باعث سقط فرزندش مى‏شود براى همیشه در آتش دار، (این دعاها با آمین ملائكه به اجابت مى‏رسد.)

چنانچه ملاحظه مى‏كنید در این حدیث پیامبر خدا ستمگران و غاصبین حق فاطمه علیهاالسلام را ملعون خوانده و آنان را براى همیشه اهل آتش مى‏داند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ عوالم، ج 11، ص 110/ بحارالانوار، ج 43، ص 25، ح 23.

2ـ فرائدالسمطین، ج 2، ص 35، ح 371.


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

بارگاه ملکوتی حضرت رقیه سلام الله علیها، بنت الحسین (ع) ، ستاره سه ساله دمشق، يكي از زيارتگاههايي كه پس از مقبره حضرت زينب كبري(س) مورد توجه مذاهب اسلامي و بويژه شیعیان است.
حضرت  «رقيّه سلام الله»، دختر معصوم و كودك خردسال امام حسين(ع) است، که بر اساس منابع فرهنگی پیوند عمیق قلبی دیرینه ای میان شیعیان و خصوصا مردم ایران زمین با این فرزند امام حسین علیه السلام وجود دارد.

بر اساس منابع موجود امام حسین علیه السلام، شش پسر و سه دختر داشته اند.
دختران ايشان عبارت بودند از:
 1 ـ «سكينه» دختر رباب بنت امرءالقيس و خواهر حضرت علي اكبر
 2 ـ «فاطمه» دختر ام اسحاق بنت طلحة بن عبدالله
3 ـ «زينب» كه او نيز خواهر فاطمه و هر دو از يك مادر بوده اند.
در برخی منابع آمده است که احتمال مي رود رقيّه نام ديگر زينب بوده باشد; و اينكه از زينب، بر خلاف فاطمه و سكينه، نقش مؤثر و فعالي در كربلا گزارش نشده، بنظر مي رسد وي كودكي بيش نبوده، كه بايد در سال 57 هجري در مدينه بدنيا آمده باشد.

 در هر حال او همراه ساير اهل بيت امام حسين(ع) و زينب كبري سلام الله به اسارت درآمده و در مكاني كنار «باب الفراديس» ـ كه در آن زمان خرابه اي بود ـ استقرار يافت. رقيّه در اين زمان  سه ساله بود كه بهانه پدر مي كرد و يزيد لعنة الله دستور داد سر مبارك پدر را نزد او ببرند. چون رقيه آن سر خونين را ديد از غم و اندوه فراوان پس از چند روز وفات يافت.

 آن معصومه را كنار آن مكان كه مقبره اي عمومي به نام «مقبره باب الفراديس» بود بخاك سپردند. اين مقبره در شمال غربي محله قديمي دمشق و كنار باب الفراديس قرار داشت.
 در ابتدا سلاطين ايوبي بر قبر او مقبره اي كوچك ولي زيبا ساختند; سنگ قبري كه بر وي نهاده شد از سنگ موزائيك تزئين شده به وسيله عاج و مرمر بود كه اطراف آن را ضريح زيبايي احاطه كرده بود و بر فراز آن نيز گنبد و عمارتي بنا شد.
مكان ياد شده كه از همان ابتدا بصورت مسجد و مقبره بود، در سال 1125 هجري مورد بازسازي قرار گرفت و در سال 1323 هجري نيز(2) بوسيله ميرزا علي اصغرخان امين السلطان صدراعظم ناصرالدين شاه دوباره ترميم شد.
در آن زمان سه كتيبه سنگي در داخل حرم در سمت محراب شبستان آن ديده مي شد.
 در كتيبه اول چند حديث در فضايل اهل بيت و نام ميرزا بابا مستوفي گيلاني بعنوان تعمير كننده بقعه مقام رقيه به تاريخ 1125 هجري ديده مي شد. در كتيبه دوم به مكان دفن ملك كامل ناصرالدين محمد كه در سال 880 هجري در اين مكان مدفون شده بود اشاره و بر كتيبه سوم نيز چند بيت شعر نوشته شده بود.

 چون فضاي اين مكان گنجايش زوار را نداشت مرحوم شيخ نصرالله خلخالي در صدد توسعه مقبره و حرم برآمد; لذا خانه هاي اطراف را با كمك مردم خَيّرِ محل خريداري كرد ولي عده اي راضي نشدند و به همين منوال باقي بود تا در سال 1363 هجري شمسي به گفته جناب حجة الاسلام فهري زنجاني نماينده مقام معظم رهبري در سوريه، با خريد آن خانه ها و پرداخت چندين برابر قيمت آنها، امر پي ريزي بناي جديد حرم از سوي جمهوري اسلامي و با حضور مقامات سوريه آغاز شد.
مساحت ساختمان، حرم بيش از چهارهزار متر مربع است كه ششصد متر مربع از آن صحن و فضاي باز است و بقيه را حرم و شبستان آن و مسجد ديگري كه در مجاورت ضريح ساخته شد تشكيل مي دهند.
نوع معماري كه اكنون در بناي حرم بكار رفته معماري ايراني اسلامي است. صحن مسجد كه گرداگرد آن بصورت ايواني باندازه يك و نيم متر مسقف است با ستونهاي بسيار زيباي سنگي سفيد و بصورت كنگره اي ساخته شده اند. گنبد آن بكلي تعويض و براساس معماري ايراني ساخته شده و دوازده ستون مرمرين در داخل حرم آن را نگهداشته اند. گرداگرد سقف و ديواره ها نيز كاشيكاري است.
ضريح حرم كه از دوران «امين السلطان» صدراعظم ناصرالدين شاه مانده بود در سال 1372 شمسي با ضريح ديگري كه بوسيله چهل تن از هنرمندان برجسته اصفهاني به صورتي بسيار زيبا و تحسين برانگيز ساخته شده تعويض گرديد. البته ضريح قبلي برداشته نشد بلكه در داخل ضريح جديد قرار گرفت. نگارنده خود در مراسم تعويض آن حضور داشته و تلاشهاي شبانه روزي سازندگان و عشق آنان به اهل بيت را شاهد بوده است. هر چند كه اين ضريح تقريباً 5/1 برابر ضريح قبلي است و بعلت بزرگي زياد با سن حضرت رقيّه و كودكي وي تناسبي ندارد ليكن از شاهكارهاي هنر اسلامي بوده و قابل تقدير وستايش است.
كنار حرم مطهر بازاري است كه در طول تاريخ اسلامي به «سوق العماره» معروف بوده است و باب الفراديس مذكور نيز در داخل اين بازار و حدود بيست متري مقام حضرت رقيّه قرار دارد. شايان گفتن است كه از سمت شمال حرم به جامع اموي نيز راه است.

براي مشاهده فيلمي از مرقد مطهر حضرت رقيه (س) اينجا را كليك نمائيد.


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ساعت 15:30 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

مراکه سوخته جانم شراره لازم نیست
بیاکناریتیمت ,کناره لازم نیست
بیا که دردل این آسمان ظلمانی
چوماهروی تو باشدستاره لازم نیست
بیابرای گلکوچکت بخوان لالا
فقط همین شب آخر ,دوباره لازم نیست
بیاوقصه مارا خودت تماشا کن
که شرح غربت مارااشاره لازم نیست
بگو به مردم این شهر خالی از احساس
برای اذیت گل سنگ خاره لازم نیست
بگو به مردم این شهرما عزاداریم
برای دیدن ما جشنواره لازم نیست
زمان شمارش معکوس مرگ می خواند
به مرده متحرک شماره لازم نیست
عزیز نیزه نشیم چرا نمی آئی؟
برای مقصد خیر استخاره لازم نیست...


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ساعت 15:27 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

بر زجر حرام زاده لعنت


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389 ساعت 18:35 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

مرحوم حاج ميرزا علي محدث زاده ( متوفاي محرم 1396 ه. ق)،‌ فرزند مرحوم محدث عاليمقام حاج شيخ عباس قميرضوان الله تعالي عليها، از وعاظ وخطباي مشهور تهران بودند. ايشان مي‌فرمود

از حضرت رقيه (ع) ومرقد مطهر آن حضرت،‌در طول تاريخ، كرامات متعددي بروز كرده است . اينك توجه شما را به چند كرامت شگفت جلب مي‌كنيم:

يكسال به بيماري وناراحتي حنجره وگرفتگي صدا مبتلا شده بودم،‌تا جايي كه منبر رفتن وسخنراني كردن براي من ممكن نبود . مسلم،‌ هر مريضي در چنين موقعي به فكر معالجه مي‌افتد، من نيز به طبيبي متخصص و با تجربه مراجعه كردم.

پس از معاينه معلوم شد بيماري من آن قدر شديد است كه بعضي از تارهاي صوتي از كارافتاده و فلج شده و اگر لاعلاج نباشد صعب العلاج است.

طبيب معالج در ضمن نسخه‌اي كه نوشت دستور استراحت داد و گفت كه بايد چند ماه ازمنبر رفتن خودداري كنم وحتي با كسي حرف نزنم واگر چيزي بخواهم و يا مطلبي از زن و بچه‌ام انتظارداشته باشم آنها را بنويسم،‌تا در نتيجه استراحت مداوم واستعمال دارو، شايد سلامتي از دست رفته مجددا به من برگردد.

البته صبر درمقابل چنين بيماري وحرف نزدن با مردم حتي با زن وبچه، خيلي سخت وطاقتفرساست،‌زيرا انسان بيشتر از هر چيز احتياج به گفت وشنود دارد و چطور مي‌شود چند ماه هيچ نگويم وحرفي نزنم وپيوسته در استراحت باشم ؟!

آن هم معلوم نيست كه نتيجه چه باشد.

برهمه روشن است كه با پيش آمدن چنين بيماري خطرناكي،‌چه حال اضطراري به بيماردست مي‌دهد اضطرار مي‌اندازد، اين حالت پريشاني است كه انسان اميدش از تمام چاره‌هاي بشري قطع شده و به ياد مقربان درگاه الهي مي‌افتد تا به وسيله آنها به درگاه خداوند متعال عرض حاجت كرده وا زدرياي بي‌پايان لطف خداوند بهره‌اي بگيرد.

من هم باچنين پيش آمدي،‌ چاره‌اي جز توسل به ذيل عنايت حضرت امام حسين (ع) نداشتم .  روزي بعد ازنماز ظهر وعصر،‌حال توسل به دست آمد وخيلي اشك ريختم وسالار شهيدان حضرت اباعبدالله (ع) راكه به وجود مقدس ايشان متوسل بودم مخاطب قرارداده گفتم : يا بن رسول الله، صبر درمقابل چنين بيماري براي من طاقتفرساست. علاوه بر اين من اهل منبرم و مردم ازمن انتظاردارند برايشان منبربروم.

من از اول عمر تا به حال علي الدوام منبر رفته‌ام و از نوكران شما اهل بيتم،‌ حالا چه شده كه بايد يكباره از اين پست حساس براثر بيماري كنار باشم . ضمنا ماه مبارك رمضان نزديك است،‌دعوتها را چه كنم؟ آقا عنايتي بفرما تا خدا شفايم دهد.

به دنبال اين توسل،  طبق معمول كم كم خوابيدم. درعالم خواب،‌ خودم را در اطاق بزرگي ديدم كه نيمي ازآن  منور وروشن بود وقسمت ديگر آن كمي تاريك.

درآن قسمت كه روشن بود حضرت مولي الكونين امام حسين (ع ) را ديدم كه نشسته است . خيلي خوشحال وخوشوقت شدم و همان توسلي را كه در حال بيداري داشتم در حال رويا نيز پيداكردم . بنا كردم عرض حاجت نمودن،‌ ومخصوصا اصرار داشتم كه ماه مبارك رمضان نزديك است و من در مساجد متعدد دعوت شده‌ام،‌ولي با اين حال حنجره ا زكارافتاده چطور مي‌توانم منبر رفته وسخنراني نمايم وحال آنكه دكتر منع كرده كه حتي با بچه‌هاي خود نيز حرفي نزنم.

چون خيلي الحال وتضرع وزاري داشتم،‌ حضرت اشاره به من كردو فرمود به آن آقا سيد كه دم درب نشسته بگو اشك بريزيد،‌ان شاءالله تعالي خوب مي‌شويد. من به درب اطاق نگاه كردم ديدم شوهر خواهرم آقاي حاج آقا مصطفي طباطبائي قمي كه از علما وخطبا و از ائمه جماعت تهران مي‌باشد نشسته است . امر آقا را به شخص نامبرده رساندم. ايشان مي‌خواست از ذكر مصيبت خودداري كند،‌حضرت سيد الشهدا(ع) فرمود روضه دخترم را بخوان. ايشان مشغول به ذكر مصيبت حضرت رقيه (ع) شد و من هم گريه مي‌كردم و اشك مي‌ريختم،‌ اما متاسفانه بچه‌هايم مرااز خواب بيدار كردند ومن هم با ناراحتي از خواب بيدار شدم ومتاسف ومتاثر بودم كه چرا از آن مجلس پرفيض محروم مانده‌ام،‌ ولي ديدن دوباره آن منظره عالي امكان نداشت.

هماه روز، و يا روز بعد، به همان متخصص مراجعه نمودم. خوشبختانه پس از معاينه معلوم شد كه اصلا اثري از ناراحتي وبيماري قبلي در كار نيست . او كه سخت در تعجب بود ازمن پرسيد شما چه خورديد كه به اين زودي وسريع نتيجه گرفتيد؟!

من چگونگي توسل وخواب خودم رابيان كردم. دكتر قلم دردست داشت و سرپا ايستاده بود، ولي بعد از شنيدن داستان توسل من بي اختيار قلم از دستش برزمين افتاد و با يك حالت معنوي كه بر اثر نام مولي الكونين امام حسين (ع) به او دست داده بود پشت ميز طبابت نشست و قطره قطره اشك بررخسارش مي‌ريخت . لختي گريه كرد وسپس گفت : آقا،‌اين ناراحتي شما جز توسل وعنايت و امداد غيبي چاره وراه علاج ديگري نداشت

آن سر،‌كه خون او زگلويش چكيده است

اين گنج غم كه دردل خاك آرميده است
اين است دختري كه پدر را به خواب ديد
بيدار شد زخواب وپدررا نديدوگفت
اين مسكن خراب پسنديده بهر ما
زينب به گريه گفت كه باشد برادرم
پس ناله رقيه وزنهابلند شد
گفتار برند سوي خرابه سرحسين
چون ديد راس باب،‌رقيه بدادجان
اين است آن سه ساله يتيمي كه درجهان
داني گلاب مرقد اين نازدانه چيست
معمورهست تا به ابد قبر آن عزيز

 

 

اين دختر حسين سراز تن بريده است
كز‌دشت خون به نزداسيران رسيده است
اي‌عمه جان،‌پدرمگر‌از‌من چه ديده است
ازبهر خود جوار خدا را گزيده است
اندرسفر كه قامتم از غم خميده است
آن ناله را يزيد ستمگر شنيده است
آن‌سر كه خون او زگلويش چكيده است
مرغ روان او سوي جنت پريده است
جز داغ باب وقتل برادر نديده است
از عاشقان كربلا اشك ديده است
ليك قبر‌يزيد‌‌را به‌جهان كس نديده است


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 20:33 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

امام موسى كاظم (عليه السلام):

«طوبى لشيعتنا المتمسكين بحبّنا فى غيبة قائمنا، الثابتين على موالاتنا والبراءة من اعدائنا، اولئك منّا و نحن منهم، وقد رضوا بنا ائمة ورضينا بهم شيعة، طوبى لهم ثم طوبى لهم، هم والله معنا فى درجتنا يوم القيامة».

خوشا به حال شيعيان ما كه در غيبت قائم ما بر محبت و ولايت ما و بيزارى از دشمنان ما پايدار ماندند، آنها از ماو ما از آنهائيم. و همانا آنان امامت ما را پذيرفتند، ما هم آنها را به عنوان شيعيان خود پذيرفتيم. خوشا به حال آنها و باز هم خوشا به حال آنها، آنها به خدا قسم در درجه ما و در كنار ما در روز قيامت اند.

امام جواد (عليه السلام):

«افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج»

امام زين العابدين (عليه السلام):

«إن للقائم منّا غيبتين، احداهما أطول من الأخرى... فيطول أمرها حتى يرجع عن هذا الامر اكثر من يقول به، فلايثبت عليه اِلاّ من قوى يقينه و صحّت معرفته و لم يجد فى نفسه حرجاً ممّا قضينا و سلّم لنا اهل البيت.»

«براى قائم ما دو غيبت هست. يكى از آن دو طولانى تر از ديگرى است... و آن قدر طول خواهد كشيد كه اكثر معتقدين به ولايت، از او دست خواهند كشيد. در آن زمان كسى بر امامت و ولايت او ثابت قدم و استوار نمى ماند مگر آن كه ايمانش قوى، و شناختش درست باشد و در نفس خويش نسبت به حكم و قضاوت ما هيچ گرفتگى و كراهتى احساس نكند و تسليم ما اهل بيت باشد.»


سر هـاي روي نـيـزه گويد كـه سرفــرازند ... آنـان كـه روي ني هم در قــامت نـمــازند
عمـري در انـتـظـــار يـك اذن يـــــار بـودند ... پيش خمـار چشمش تا جـان و تن ببازند

... رسم انتظار ...


برترين اعمال شيعيانمان، انتظار فرج است.


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 20:24 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

اميرالمؤمنين (عليه السلام):

«انتظروا الفرج ولاتيأسوا من روح الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج ... والمنتظر للفرج كالمتشحط بدمه فى سبيل الله».

انتظار فرج بكشيد و از رحمت خدا نااميد نگرديد، زيرا محبوبترين اعمال نزد خداى عزوجل، انتظار فرج است. و همانا منتظران فرج مانند شهيدانى هستند كه در راه خدا، در خون خود مى غلتند.


بيــــــــا بــــاران بــراي مـــا بيــاور ... بهـــاران را بـه ايــن صحــرا بيــاور
عطش داريم ، تا کي قطره قطره ... بيـــا و بــا خـودت دريــــــــا بيــاور

... طرح رسم انتظار ...
Go to Top of Page


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 20:21 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

امام صادق (ع) :  

عَن یَزیدَ الصّائِغِ قالَ: قُلتُ لِاَبی عَبدِاللهِ (ع) : رَجُلٌ عَلَی هذا الاَمرِ اِن حَدَثَ کَذَبَ وَ اِن وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِن اَوتُمِنَ خانَ؛

ما مَنزِلَتُهُ ؟ قال: هیَ اَدنی المنازِل مِن الکُفرِ وَ لَیسَ بِکافِر


یزید بن صائغ گوید: به امام جعفر صادق عرض کردم که : مردی هست که شیعه است ولی اگر سخن گوید دروغ

می گوید و اگر وعده دهد به وعده اش وفا نمی کند و اگر امینش شمرند خیانت می کند؛ چنین کسی چه مقام و

منزلتی دارد ؟ حضرت فرمود: منزلت او نزدیکترین منزلها به کفر است ولی کافر نیست.

(جهاد با نفس، ح 479)

_________________


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 20:17 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

موقعيت اهل بيت در نزد خدا :
خدايى را حمد و سپاس گوييد كه به خاطر عظمت و نورش ، هر كه در آسمانها و زمين است به سوى او وسيله مى جويد و ما وسيله او در ميان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جايگاه قدس او و حجّت غيبى و وارث پيامبرانش هستيم.

 

برای ادامه متن رو ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 20:8 موضوع | لینک ثابت


کلب الرقیه (س)

از امام صادق(ع) پرسيدند: چرا حضرت فاطمه (س) را « زهرا » ناميده شد؟ فرمود:

«لانها کانت اذا قامت في محرابها زهر نورها لاهل السماء کماء يزهر نور الکوکاب لاهل الارض»

زيرا هنگامي که حضرت فاطمه زهرا (س) در محراب عبادتش قرار مي گرفت نور جمالش بر اهل آسمانها مي درخشيد آن چنانکه  نور ستارگان بر اهل زمين مي درخشيد.

معاني الاخبار:64

 

 

 


 

نوشته شده توسط سیداحمد علوی در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت